-
2010
-
March
-
.
03/01/10
نکته:
هرگونه تشابه اسمی به من چه!
صدای ناز می آید
صدای کودک پرواز می آید
صدای رد پای کوچه های عشق پیدا شد
معلم در کلاس درس حاضر شد
یکی از بچه ها از
-
.
-
February
-
.
02/16/10
انگار قرنها گذشته است
ولی هنوز یازده ماه است
که نه دیدمت
نه شنیدمت
و نه حتی حسست کرده ام
آنقدر سوزاندی ام که حتی حسادتهای عاشقانه را هم به فراموشی سپردم
-
.
-
March
-
2009
-
October
-
.
10/10/09
صد و هشتاد و شش شب گذشته
صد و هشتاد و شش روزی که تو از آن خبر داری
اما من از تو نه!
راستی
آنجا که تو هستی دلت هوای ما را نمی کند؟
هوای دختر کوچکت؟
ته تغاری
-
.
-
September
-
.
09/09/09
پاورقی:
امروز
پنج ماه تمام است
که ماه تمام من
تمام شد!
-
.
-
June
-
.
06/23/09
کجایی ای تمام آرزوهایم فدای تو
چرا دیگر نمی آید از این خانه صدای تو
به هر جا بنگرم بینم که هستی, لیک خاموشی
امانم را بریده است این عزاداری برای تو
تمام خانه
-
.
-
January
-
to niz boro
01/03/09
shabihe goosfand shodeam!o
haman janevare ba mazzeye khande dar ke delash nemikhahad aghab benshinad
ke agar jolo biayad anghadar ba marefat ast ke mikhahad doostanash ham biayand jolo
ke sarash ra miandazad paiin va harkat mikonad
ke aram o doost dashtanist
va dar rooze esh
-
to niz boro
-
October
-
2008
-
November
-
*
11/28/08
اگه ما کار نکنیم
چطوری جوراب و شلغم بخریم؟
-
}{
11/25/08
و زمانی خواهد رسید که بکارت باعث بی پرستیژیست!
بودنش سکینه ات می کند و نبودنش روشن فکر
ال آن فقط می گویند که اگر گرسنه بودی بردارش.
می توان آنرا به بهانه نان و -
*
11/21/08
من مداد رنگی هایم را گم کرده ام!
مدتهاست!
و اگر روزی پیدایشان کنم
مرگ را نقاشی خواهم کرد...
پاورقی:
کاش می شد که لحظه ها رو کش بدیم!
کش به درد تنبون R می خو -
ستاره ها که حرامزاده نیستند
11/05/08
همه کودکان فرشتگانی هستند که از طرف خداوند به زمین می آیند
چرا به ستاره می گویند حرامزاده؟
ستاره فرشته ای دو روزه است که پدر ندارد
مادرش اعتیاد دارد
کراک م -
ماه تمام من!
11/03/08
دختری در دل ماه رزندگی می کند
دختر ماه!
او غمگین است
در چشمانش غمی نهفته است
و لبهایش گاه و بی گاه می لرزد
نمیدانم شبهایی که ماه دلش میگیرد او چه می کند
-
*
-
October
-
هیچچی! همینجوری!
10/07/08
.
-
هیچچی! همینجوری!
-
September
-
.
09/25/08
دلم یه بیوک گنده می خواد که دنده اش کنار فرمونش باشه! اون بالا!
رنگش هم قهوه ای باشه! مثل ماشین رییسه قاچاقچیا!
پاورقی:
ملالی نیست جز دوریه شما! که آن هم می دانم -
.
09/19/08
احساس خفگی می کرد. بغض راه نفس کشیدنش را بسته بود اما برای حفظ ظاهر باید می خندید! و همین تظاهر کردنش کشنده تر بود!
باز مهمانی! باز حرف بچه! باز اجاق کور بودن او و باز -
.
09/17/08
همه چیز باز از اون تصادف شروع شد
همون تصادفه که قبلا هم اشاراتی بهش کرده بودم
با موتورش اومد و اومد و اومد تا دقیقا جلوی سپر من زد روی ترمز
من هم خوب هیچ کار دی -
واگذار شد
09/13/08
من که چیز زیادی نخواستم
تنها آسمان را خواستم
و
تو را
که اگر ماه در آسمان نبود روشنایی شبهایم باشی
من ساده گمان می کردم که عشق تنها هدیه خداوندیست
چه م
-
.
-
July
-
بیززززززززززززززززززززز
07/30/08
سر قفلی این گوشه با آب و برق و گاز و تلفن واگذار می گردد!
به بهترین پیشنهاد!
پاورقی:
از پذیرفتن هر گونه سوال در این مورد معذوریم!
پاورقی تر:
در صورت عدم رعا
-
بیززززززززززززززززززززز
-
June
-
.
06/27/08
بعله ...
این قصه سر دراز دارد
قدمتش برمی گردد به آن اوایل که من و تو خیلی کوچک بودیم. تو یکی دو سالی از من بزرگتر و من بعد از تو ، عشق ته تغاریه پدر و مادر ...!
...
-
مادرم و من و پدرم و برادرم و خواهرم و باز هم پدرم ...
06/24/08
مادرم می گه بچه نبودنش یه مشکله ، بودنش هزار و یه مشکل!
پدرم می گه بچه شیرینیه زندگیه! نبودنش یه کوه غمه، بودنش یه دنیا شادی...
من می گم مثل عاشقی که نبودنش یه درده -
...
06/21/08
یه شب خواب دیدم که زن گرفته! آشفته از خواب پریدم! دیدم آروم کنارم خوابیده! نگاهش کردم و فقط گریه کردم! هیچی نگفتم! اما دلم لرزید که شاید اتفاقی افتاده و من بی خبرم!
صب -
.
06/16/08
هیچ آیا
گمان کرده بودی شبی
اینگونه
خوابت را بیاشوبم؟
پاورقی:
پازل قاب کرده ام از دستم به زمین افتاد و هزار تکه شد
درست مثل دلم که ...
-
شب از او و تصویر پروانه ها خالیست...
06/06/08
مرد عاشقانه آرام ها خوابیده!
همان گیله مرد کوچک که به بانوی آذری اش می گفت عاشق زمزمه می کند، فریاد نمی زند!
همانی که بانوی آذری اش سومین روز درگیر شدنش دیگر چیزی
-
.
-
May
-
دو نقطه پرانتز بسته
05/24/08
وارد اتاق شد. روی صندلی نشست و چادرش را مرتب کرد. به چهره اش می خورد که سنش از 25 بالاتر نباشد. درخواستش طلاق بود و علتش ظاهرا نا معلوم!
- چهارده سالم بود که ازدواج کردم
-
دو نقطه پرانتز بسته
-
April
-
.
04/27/08
پاورقی تر تر ترین:
مهم نیست که باران نمی بارد!
کافیست همین که
ابرها آگاه به عطش منند....
پاورقی ترین پاورقی:
اصن از همه بدم میاد!
غول مرحله آخر پاورقی ه -
.
04/25/08
من امروز یک بچه نویسنده دیدم ( درست مثل بچه گربه خوانده می شود )
با مادرش, که بینی ای عملی داشت و پدرش, که پارانوئید بود و خودش که کت صورتیِ چرکی به تن داشت.
موهایش ل -
به مریم و فرشته کوچکش .... هلیا!
04/08/08
او پیامبر خداست!
از آسمانها آمد و در بطن مریم قرار گرفت! در دلش جا خشک کرد و بزرگ شد! نه ماه در دلش ماند و دیشب خدا صدایش کرد!
او در بهشت مشغول بازی بود و از همان جا -
من دو تا راز گنده تو دلم دارم...
04/03/08
لطفن با لحن کوچولوها بخونین!بعضی حروف تکراری به معنیه تشدیده!
من فقط شیش سالمه اما دو تتا راز گنده تو دلم دارم!
مامانم و بابام هنوز فک می کنند من کوچولوام و خی
-
.
-
March
-
'
03/09/08
من یه راز گنده تو دلم دارم....! -
س س س س س س س س س س س
03/08/08
از حرف س بدم می آید
دندانه هایش انگار قلبم را سوراخ می کند
و گردیه پایینش دلم را بهم می زند
تلفظش باعث سر درد شدیدم می شوم
و شنیدن کلماتی که با س شروع می شوند< -
.
03/06/08
قلبم تیر می کشد. نفسم در نمی آید! احساس می کنم سینه ام درد می کند. به زحمت خودم را روی صندلی ولو می کنم و از خانمی می خواهم که برایم یک لیوان آب بیاورد!
درد تمام سینه ام
-
'
-
February
-
.
02/26/08
خدا می داند!
خدا می داند که می خواهم بخوابم!
به خدا دردم کوچک نیست!
مرده ام من انگار!
همه چیز همانهاست!
مواظبند که نترسم!
که دلم نلرزد!
مواظبند که غصه -
یواشکی های یک مادر
02/12/08
می گویند درون منی! اینجا ! اما هنوز حست نمی کنم. خوب حتما هستی که تمام آزمایشات نشان از بودنت دارند. هنوز آنقدر بزرگ نشدی که بتوانم بگویم خوابی یا بیدار. یا اینکه بگویم -
چشمانت گرسنه نیست که امشب نگاهم نمی کنی؟
02/10/08
نکند روزه اند؟..
.
.
.
... تا اینکه یه روزی پسرک به آسمون نگاه کرد. دید یه دایره زرد داره تو آسمون آبی می درخشه! دلش لرزید! دلش لرزید و عاشق شد! پرسید این کیه؟ بهش -
*****
02/06/08
کودکانم گرسنه اند
عجیب بی تابی می کنند. امشب دومین شبی است که گرسنه می خوابند. تکه نانی بیشتر برایمان نمانده. اما روزهای زیادی روبرویمان است. می ترسم از روزهایی که ن -
عرق و ورق و سیگار بازی...
02/06/08
پاورقی:
امشب رها خونه ما تپیده!
پاورقی تر:
ما به نیت بیعت مجدد با انقلاب و میثاق با انقلاب اسلامی و در ایام پر برکت فجر سیگار کشیدیم اونم از نوع بهمنش!
تا اعم -
پراکنده گوییهای ذهن آشفته ما...
02/03/08
زمستان آن سال سرد بود اما نه به سردی این زمستان!
خاک آن سال اما به سردی خاک همه سالها بود!
تیز و برنده!
تا مغز استخوان را بی حس می کرد!
بی حس نسبت به آنی که زیر
-
.
-
January
-
مرد مثل کش تمبون می مونه....
01/28/08
به اینا می گن ترفندای زنانه!
چلو گوشت و شوری که خودت انداخته باشی
اولویه و نون سنگک داغ و سبزی خوردن
آخرش هم کرم کارامل
اینا همه کاراییه که یه زن واسه نگه دا -
.
01/28/08
می خوام فریاد بزنم
اما صدام توی گلوم خفه می شه!
من دارم از تو می پوسم!
سیگار می خوام!.... -
.
01/24/08
می ترسم...
وقتی می زند ، خدا را میبینم
وقتی می زند ، خدا را می شنوم
وقتی می زند ، خدا را حس می کنم
وقتی می زند، می شکنم....
می ترسم
وقتی که خسته ام می کند و د -
به آن مرد ریشو....
01/20/08
خم شد!
شکست!
مگر می شود؟
خنده دار است!
-آقای رحیمی، جواب آزمایشاتتون خوبه! یعنی نشون می ده که بیماریتون حاد نیست ! اما...
و دکتر دیگر ادامه داد
- اما آقای
-
مرد مثل کش تمبون می مونه....
-
November
-
2007
-
December
-
.
12/10/07
می زدند! تا کمر زیر خاک کرده بودندش و می زدند!
زن بود و حکمش سنگسار بود! زن بود و نباید عاشق می شد! زن بود و باید زن می ماند!
می زدند! با سنگهایی بزرگتر از فندق و کوچک
-
.
-
November
-
من..... تو...... او.....
11/16/07
فصل اول: زن
صورتمو بوسید و از خونه بیرون رفت! مثل هر صبح دیگه! با همون لبخند همیشگیش ، گرمیه بوسه اش هم مثل همیشه بود! اما نمی دونم چرا حس من مثل هر صبح دیگه نبود!
د -
.
11/08/07
مشغول شمردن پولهای دخل بودم! آخر شب شده بود و باید دخل رو تحویلمی دادم. ساعت از 11 شب گذشته بود! که صدای یه پسر بچه کوچولو را شنیدم که می گفت : مامان مامان چی توز می خوام! -
آمدیم برای ترمیم!
11/06/07
حرفاشو می شنوم!
تیکه کلامهاشو از دیگرون می شنوم!
دلم میلرزه!
و همه اون چیزهایی که می خواستم توی این گوشه خلوت خودم بنویسم از کله ام می پره!
الان که فکر می کنم
-
من..... تو...... او.....
-
October
-
تو رو خدا نخواب!
10/31/07
مي ترسم بخوابم! مي ترسم بخوابم و وقتي كه بيدار شدم كنار خودم نبينمش! مثل همان كودكيهايم! همان شبهايي كه به اتاقش مي رفتم و مي گفتم ماماني مي ترسم تنهايي بخوابم. يه سايه -
به تو!
10/19/07
مادرم گفته قراره که برگرده! می گه درسش تموم شده انگار!
و انگار بهانه ای واسه موندن نداره! البته فعلا نداره!
یاد اون روز افتادم.همون بعد از ظهری که قرار بود بره! یه -
0
10/14/07
کودکانم گرسنه اند
عجیب بی تابی می کنند. امشب دومین شبی است که گرسنه می خوابند. تکه نانی بیشتر برایمان نمانده. اما روزهای زیادی روبرویمان است. می ترسم از روزهایی که ن -
.
10/10/07
چه انتظار غریبی است! انگار عادت کرده ام هر لحظه که از مقابل در ورودی می گذرم ناخودآگاه نگاهی به صندوق پست بیندازم! حتی به فاصله نیم ساعت! انگار دلم می گوید این بار نامه
-
تو رو خدا نخواب!
-
September
-
.
09/22/07
- مامان،مامان بیا منو هل بده، تو رو خدا! زود باش....
- خیله خوب یه کم صبر کن ، میام الان!
ته دلم غنج می رفت ! دوست داشتم که به جای اون خانوم من برم و تابش رو هل بدم! دوست -
o.d.h.k.j
09/20/07
گوش می دهی! ال آن ! اینجا! زیر این همه خاک ! این دفعه به حرفهایم گوش می دهی، بخواهی یا نخواهی داری می شنوی! می خواهم برایت اعتراف کنم. برایت بگویم که من به تو خیانت کردم، ه -
آره ، داشتم می گفتم:
09/14/07
یکی بود یکی نبود، غیر از خدای مهربون
تو آسمون ،هیشکس نبود!
اما نه!
منم بودم!
من بودم تو آسمون، پیش خدای مهربون!
صبا از خواب قشنگ با ناز اون پا می شدم!
من -
.....
09/10/07
بخش اول : مرد!
انقدر بهونه نگیر خانومی! بذار برم! تو که می دونی من مرد موندن نیستم!
صدای خودم را می شنیدم! و صدای گریه های او را هم! گریه که نه! داشت زمین و زمان را به -
همه آنچه دارم پیش کش سادگی تو! سوگلی ترانه هایم، هدیه یک رنگی تو...
09/07/07
خوبت شد؟ همش مال تو!
من دیگه هیچچی ندارم!
.
.
.
گنجشگک اشی مشی
لب بوم ما مشین
بارون میاد خیس می شی
برف میاد گوله می شی
میفتی تو حوض نقاشی
داد می -
.
09/06/07
هیچ وقت
نقاش خوبی نخواهم شد!
امشب دلی کشیدم،
شبیه نیمه سیبی،
که به خاطر لرزش دستانم
در زیر آواری از رنگها
ناپدید ماند.... -
من نمی خوام نوشته هام عنوان داشته باشه! علی اینو بفهم!
09/05/07
تا اونجایی که یادم میاد همیشه منو همینجوری دیده بود! یعنی از همون بچه گیهاش! اون هم از اون جایی که یادش میاد همیشه من روی این صندلی چرخدار لعنتی نشسته ام!
پیش خودم فک -
اصن من دلم نیمیخواد موضوع داشته باشم! چی کار کنم؟
09/02/07
من که خیالم راحته!
تو باش!
تو باش با یه عالمه گلبرگ صورتی که از پشت شیشه های عینک دودی گلبهی به نظر می رسه!
تو باش با یه عالمه گل خشک شده توی یه جعبه سرمه ای! با یه
-
.
-
August
-
آینه فقط تکرار می کند
08/21/07
باز هم شب متولد می شود
درست آن زمان که خورشید آخرین باریکه های نورش را از پهنای زمین جمع می کند
صدای گریه شب به گوش می رسد
و با آمدنش می آورد با خود
ماه را
-
سی و چندم؟
08/19/07
و در آنجا درختی هست
و خانم درخت پسربچه ای را دوست دارد
و پسربچه هر روز به آنجا می آید
و برگ های خانم درخت را جمع می کند
و با آنها تاجی میسازد و پادشاه جنگل را
-
آینه فقط تکرار می کند
-
December

تقويم



