بايگاني روايات 

مشاهده تمام متون

  • 2010
  • 2009
  • 2008
  • 2007
    • December
    • November
    • October
      • تو رو خدا نخواب!
        10/31/07
        مي ترسم بخوابم! مي ترسم بخوابم و وقتي كه بيدار شدم كنار خودم نبينمش! مثل همان كودكيهايم! همان شبهايي كه به اتاقش مي رفتم و مي گفتم ماماني مي ترسم تنهايي بخوابم. يه سايه

      • به تو!
        10/19/07
        مادرم گفته قراره که برگرده! می گه درسش تموم شده انگار!
        و انگار بهانه ای واسه موندن نداره! البته فعلا نداره!
        یاد اون روز افتادم.همون بعد از ظهری که قرار بود بره! یه

      • 0
        10/14/07
        کودکانم گرسنه اند
        عجیب بی تابی می کنند. امشب دومین شبی است که گرسنه می خوابند. تکه نانی بیشتر برایمان نمانده. اما روزهای زیادی روبرویمان است. می ترسم از روزهایی که ن

      • .
        10/10/07
        چه انتظار غریبی است! انگار عادت کرده ام هر لحظه که از مقابل در ورودی می گذرم ناخودآگاه نگاهی به صندوق پست بیندازم! حتی به فاصله نیم ساعت! انگار دلم می گوید این بار نامه

    • September
    • August